قیمت سکه و ارز
۱۳۹۲/۱۲/۱۲ - ۱۶:۳۹

وقتی که بیکاری عار و بیکار تنبل محسوب می شد

در طی قرن‌های متمادی در ایران، فرهنگ «کار به عنوان یک ارزش» در میان ایرانیان وجود داشته و مسئله کار تا حدی مهم بوده که مقوله «بیکاری» ارتباط نزدیکی با «تنبلی و بی‌هنری» افراد داشت.

وقتی که بیکاری عار و بیکار تنبل محسوب می شد

به گزارش سراج24 ، در طول تاریخ و در جوامع مختلف انسانی، کار با ساختار و اصول خاصی انجام می‌شده. مهم‌ترین عنصر در شکل‌گیری روابط کاری، «فرهنگ» یک جامعه است. جوامع مختلف، دیدگاه و اصول فرهنگی متفاوتی دارند. در یک جامعه، کار فعالیتی است مقدّس و دارای پاداش مادی و معنوی. در جامعه‌ای دیگر، کار شرّ مطلق است و انسان برای کسب درآمد مجبور است به آن تن در دهد؛ همچون تفاوت کار و روابط شغلی در نظرگاه «فرهنگ غربی» و «فرهنگ ایرانی‌اسلامی». بر اثر انقلاب فکری‌ای (رنسانس) که چند قرن پیش در دنیای غرب به وقوع پیوست، خداوند و رویکردهای الهی از صحنه زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها بدور انداخته شد و انسان به‌عنوان موجودی عاقل، کامل و خودمختار، محوریت برنامه‌ریزی و فرهنگ‌سازی قرار گرفت.
کار، چگونه شر واجب شد؟
بر این اساس، «منفعت» انسان، «سود» انسان و «لذت‌جویی» انسان، در همه امور اصل قرار گرفت و درستی یا نادرستی مسائل را، نسبت آن‌ها با سود و زیان انسان مشخص می‌کرد. در این روند، یکی از مهم‌تریم مسائلی که تحت تأثیر قرار گرفت، مسئله «کار و روابط شغلی» بود. انسان غربی، که اصل را بر سـود و لذت گذاشته بود، کار را همچون «شـّری» معرفی نمود که مجبور به انجام آن است. یعنی اگر آن را انجام ندهد، کسب سود و لذت‌جوییش با اخلال مواجه می‌شود. در این دوران، پـول معیار همه‌چیز قرار گرفت. انسان‌ها برای آنکه بتوانند نیازهای اولیه خود را تأمین کنند می‌بایست پول بپردازند و این بود سرآغار تولّد «اقتصاد پول‌محـور». صاحبان ثروت و قدرت در غرب به احداث کارخانه‌های بزرگ صنعتی و تولیدی دست زدند. از این پس انسان غربی برای آنکه بتواند شکم خود را سیر کند، باید پول ‌می‌پرداخت و پول نیز در ازای کار، پرداخت می‌شد و کار در عصر اروپای صنعتی، جز کارگری در کارخانه‌های سرمایه‌داران نبود؛ کاری که حداقل امنیت شغلی را در پی داشته باشد. سرمایه-داران در کارخانه‌های خود، افراد زیادی را با درآمد اندک، به‌کار گرفتند. صاحبان کارخانه‌ها روز به روز فشار کار را بر کارگران خود افزایش داده و دستمزد ناچیزی به آن‌ها پرداخت می‌کردند و اعتقاد داشتند که اگر وضع [اقتصادی] کارگران خوب شود، آن‌ها دیگر به اندازه الان کار نمی‌کنند و در نتیجه میزان سود کارخانه کاهش می‌یابد. کارگران نیز جز پذیرش این شرایط کاری ظالمانه، راه دیگری نداشتند. این روند و نوع روابط کاری و حقوق تضییع‌شده کارگر در دنیای غرب، باعث شده تا تفکر و دیدگاه «کار، شـّر واجب است» در سراسر جهان غرب و در باور انسان غربی، جا بیفتد.
وقتی دستگاه کارت زن وجود نداشت
علیرغم ادعای سردمداران این فرهنگ که بر انسان محوری و انسان دوستی تأکید می‌کنند، سرمایه‌داران هیچ حرمت و ارزشی برای انسان در کار قائل نبودند. انسان کارگر در دیدگاه غربی، با یک ابزار و ماشین صنعتی، هیچ فرقی نداشت. انسان کارگر، وسیلهٔ ایجاد درآمد و سود برای صاحبان کار بود. اما در فرهنگ ایـرانی، وضعیت کار به گونه‌ای متفاوت از غرب بوده. به دلیل پیوند فرهنگ ایرانی و فرهنگ اسلامی-قرآنی، کار اساسا عملی مقدس و قابل ستایش در طول تاریخ در ایـران تلقی می‌شده. در این فرهنگ، مردی که معاش و نیازهای اقتصادی خانواده‌اش را تأمین می‌کند، مستحق ثواب اخروی و درجه‌ای هم‌اندازه مجاهدان در راه خدا خواهد بود. پیشوایان بزرگ دین اسلام همچون امام علی (ع) همواره بر مقوله کار و کسب روزی حلال، تأکید داشته‌ و خود نیز به سخت‌ترین کار‌ها اقتصادی می‌پرداختند. فرهنگ ایرانی‌اسلامی، کار را «شـرّ واجب» نمی‌داند. نگاه به کار در این فرهنگ، نگاهی الهی است. یعنی کارگر برای رضای خدا و کسب رزق حلال کار می‌کند. این نوع نگاه، باعث می‌شود که کارگر برای خود «تعهّد» ایجاد کند. تعهّد به انجام کار مفید و موثر، تعهّد به جلوگیری از اسراف منابع صاحب‌کار، تعهّد به کیفیت محصول و خروجی کار. چرا که کارگر مسلمان، خود را در پیشگاه خدا می‌بیند و لذا خود را ملزم می‌داند که قواعد و اصول کاری را به بهترین شکل به انجام برساند. به همین خاطر، مبنای کار و روابط شغلی در فرهنگ ایرانی-اسلامی، «اعتماد متقابل» میان کارفرما و کارگر است و هیچوقت در تاریخ کار در ایران اسلامی، از وسایلی چون «دستگاه کنترل تردّد» یا «حضور و غیاب» استفاده نمی‌شده. عنصر «اعتماد» و «تعهّد» در مقوله کار در فرهنگ ایرانی‌اسلامی به‌حدّی است که در دوره‌هایی همچون اوایل انقلاب اسلامی در ایران، شاهد آن بوده‌ایم که در برخی سازمان‌ها، سیستم توزیع حقوق و دستمزد در پایان هر ماه کاری، به خود کارمندان واگذار می‌شده و هرکس به‌اندازهٔ کاری که انجام داده و هزینه‌ای که داشته، مبلغی را از خزانه برداشت یا درخواست می‌کرده. سپاه پاسداران، نمونه‌ای از این سازمان‌هاست.
وقتی بیکاری، عار بود
در طی قرن‌های متمادی در ایران، فرهنگ «کار به عنوان یک ارزش» در میان ایرانیان وجود داشته. مسئله کاری تا حدی مهم بوده که مقوله «بیکاری» در فرهنگ ایران همیشه مذموم بوده و ارتباط نزدیکی با «تنبلی و بی‌هنری» افراد داشته. در طول دهه‌های اخیر، در کنار رشد سریع صنعت و تکنولوژی در سراسر جهان، کشور ایران نیز در مسیر پیشرفت و توسعه، گام‌های بلندی برداشته. احداث کارخانجات متعدد و رونق صنایع و تولیدات، فرصتهای شغلی فراوان را بوجود آورده. طبیعی‌ است که پیشرفت و توسعه در سطحی کلان و گسترده‌، می‌بایست هم‌نوا و هم‌سو با آهنگ توسعه جهانی به پیش رود. چرا که امروزه دیگر همچون گذشته، کشور‌ها بصورت مجزا از هم فعالیت نمی‌کنند و اقتصاد در قرن اخیر، کاملا جهانی و به‌هم‌پیوسته شده و «فرهنگ کار» و «ساختار روابط شغلی» یکی از مقولاتی است که در جریان این همسان‌سازی جهانی، تغییر و تحوّل یافته.
وقتی کار، خراب شد
امروزه در ایران، کارخانجات و مجموعه‌های بزرگ اقتصادی، براساس استانداردهای جهانی فعالیت خود را تنظیم می‌کنند. نوع مواجهه با نیروی کار و روابط شغلی نیز، براساس الگو‌ها و اصول استاندارد تقریبا جهانی، انجام می‌پذیرد. اصول استانداردی که توسط کشورهای غربی و سرمایه‌داری تعریف شده و همه کشور‌ها از آن پیروی می‌کنند. اصولی که بنیان آن، نگاه «شـّر گونه» به کار است و راهبرد آن، «استثمار کارگر». کارگر در این فرهنگ، یک «ابزار تولید» در کنار سایر ابزارآلات تولید همچون ماشین‌ها و... است؛ لذا، باید مقررات و ضوابط نظارتی سفت و سختی همچون «وسایل کنترل تردّد» دقیق، «ناظران و بازرسان» کاری سخت‌گیر، «دوربین‌های مداربسته» در کل محوطه کاری و «زنگ‌های هشداردهنده‌»‌ای که نشانگر ساعت استراحت یا پایان کار هستند، در کل مجموعه کاری وجود داشته باشد تا کارگر ذره‌ای از کار تخطی نکند. و این‌ها معیارهای استاندارد و عمومی برای همه کارخانه‌ها، دستگاه‌ها و سازمان‌های استاندارد در جهان است. شرایطی «زندان‌گونه» که کاملا معنای عبارت «کار، شرّی واجب است» را برای انسان مشخص می‌کند. در این الگو و استاندارد، هیچ رابطه ای براساس اصول انسانی تنظیم نشده. اصل بر «بی‌اعتمادی» کارفرمایان به کارگران و «بی‌تعهّدی» کارگران نسبت به کار و کارفرمایان است. از یکسو کارگران می‌پندارند که کارفرمایان افرادی ظالم و در اصطلاح «مفت‌خـور» هستند و باید تا حدامکان، از قوانین و دستورات آن‌ها فرار کرد و کیفیت کار را پایین آورد، و از سوی دیگر، کارفرما هیچ تعهّد اخلاقی و انسانی به کارگر ندارد، جز قواعد و «قوانین عمومی کار». این اصول استاندارد کاری، ده‌ها سال است که در دنیای غرب و شرق مورد استفاده قرار می‌گیرد. نمونه‌هایی متعددی از «شورش‌های کارگری» در تاریخ کشورهای غربی طی دهه‌های اخیر وجود دارد که نشان‌دهنده میزان فشار و ظلمی است که بر کارگران آمده است. متأسفانه یک دهه پس از انقلاب اسلامی در ایران، شاهد بروز ریشه‌های این نوع نگاه به کار در کشور ایران و میان دولتمردان بوده‌ایم. نگاهی که اصل را بر «تولید بیشتر» و «سود بیشتر» گذاشته و برمبنای استانداردهای جهانی کار، بیشترین بهره‌کشی را از نیروی کار داشته. نگاهی که به دلیل تسلّط نزدیک به دو دهه در نهاد‌ها و سازمان‌های برنامه‌ریز و تصمیم‌ساز در حوزه اقتصادی و کاری در کشور، باعث شده نگاه سرمایه‌داری و غربی به کار و روابط شغلی، در کشور ما تا حدّی نهادینه شود. لذا امروزه در کشور شاهد استفاده گسترده از «دستگاه‌های کارت‌زنی» و «حضور و غیاب» در مجموعه‌های کاری –حتی شرکت‌های کوچک خصوصی-، «دوربین‌های مداربسته» و روابط سرد میان کارفرما و کارگر هستیم. البته طی سالهای اخیر، با ترویج رویکرد «خدمتگزاری و آبادانی» و نیز تأکید بر عنصر «کار جهادی و عدالت‌محوری»، روحیه کار ارزشی در کشور تقویت شده و تاحدّی با تجدید حیات فرهنگ ایرانی‌اسلامی کار در ایران، مواجه بوده‌ایم؛ اما تا نقطهٔ مطلوب، مسیر زیادی باقی است.
 منبع: هفته نامه پیک خورشید/

 

اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۰
آخرین مطالب
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••
•••